اختلال سلوک (CD) در مقابل اختلال نافرمانی مقابلهای (ODD)

هر دو اختلال نافرمانی مقابلهای و اختلال سلوک از نوع اختلالات رفتاری مخرب کودکان هستند. در این مقاله به رابطه بین این اختلالات و تفاوتهای آنها پرداخته میشود.
رفتارهای نافرمانانه در کودکان گاهی اوقات امری طبیعی است، به ویژه در برابر والدین یا اعضای خانواده. با این حال، اگر این رفتارها به طور مکرر رخ دهند یا بیش از شش ماه ادامه یابند، والدین، سرپرستان یا مراقبان باید به فکر دریافت کمک حرفهای برای کودک خود باشند.
اختلال سلوک و اختلال نافرمانی مقابلهای دو نوع متفاوت از اختلالات رفتاری مخرب در کودکان هستند. اختلالات رفتاری مخرب با رفتارهای نافرمانانه و بیاحترامی کودکان نسبت به دیگر کودکان یا بزرگترها مشخص میشوند. همچنین ممکن است کودک در پذیرش ساختارها و قوانین اجتماعی معمول دچار سرپیچی شود.
کتابچهی راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی، ویرایش پنجم (DSM5)، هر دو اختلال سلوک و اختلال نافرمانی مقابلهای را به عنوان اختلالات مخرب، کنترل تکانه و اختلالات رفتاری طبقهبندی میکند. در حالی که شباهتهای بسیاری بین این دو اختلال وجود دارد، تفاوتهای مهمی نیز میان آنها دیده میشود.
اختلال نافرمانی مقابلهای (ODD) چیست؟
DSM5 اختلال نافرمانی مقابلهای را به عنوان شرایطی شامل الگوهای رفتاری منفی و قابل شناسایی تعریف میکند. این تعریف شامل خلق منفی یا تحریکپذیر کلی، رفتار مجادلهجویانه یا تلافیجویانه برای حداقل شش ماه میشود.
برای آنکه یک کودک با اختلال نافرمانی مقابلهای (ODD) تشخیص داده شود، باید حداقل چهار مورد از هشت نشانهای که در معیارهای تشخیصی DSM5 آمده است را نشان دهد. این نشانهها باید در تعاملات کودک با دیگران مشاهده شوند و شامل تعاملات با خواهر یا برادر نمیشوند.
علائم و نشانهها
به طور معمول، سن بروز اختلال نافرمانی مقابلهای قبل از ۸ سالگی و حداکثر تا ۱۲ سالگی است. علل دقیق این اختلال ناشناخته است، اما عوامل متعددی کودک را مستعد ابتلا به این اختلال میکنند. برخی از این عوامل شامل پیشزمینه ژنتیکی، فقدان ساختار و نظم در محیط خانه و تفاوتهای جزئی در عملکرد مغز هستند.
علائم و نشانههایی که نشان میدهند کودک ممکن است اختلال نافرمانی مقابلهای داشته باشد عبارتند از:
* کودک غالباً عصبانی میشود و زود از کوره در میرود
* کودک به راحتی تحریکپذیر و آشفته میشود
* کودک غالباً خشم و کینه خود را ابراز میکند
* کودک با هر کسی که قدرت یا اختیار دارد، بحث و مجادله میکند (مثل بزرگسالان، معلمان، یا غریبهها)
* کودک عمدی از قوانین و مقررات وضعشده سرپیچی میکند
* کودک بینظمی ایجاد میکند یا در رفتارهای مخرب شرکت میکند
* کودک مسئولیت رفتار خود را به گردن دیگران میاندازد
* کودک حداقل دو بار در طی شش ماه رفتار انتقامجویانه یا کینهتوزانه نشان میدهد
تشخیص
برای تشخیص صحیح یک کودک با اختلال نافرمانی مقابلهای، متخصص سلامت روان به DSM5 مراجعه کرده و یک ارزیابی روانشناختی کامل انجام میدهد که شامل موارد زیر است:
* وضعیت روانی، جسمانی و عاطفی کودک
* تکرر بروز رفتارهای منفی توسط کودک
* نحوه تعامل کودک با دیگران
* سابقه سلامت روان کودک
اگر کودکی چهار مورد از هشت نشانه و علامت DSM5 را نشان دهد، چندین معیار اضافی نیز باید برای تشخیص این اختلال رعایت شود:
* کودکان زیر پنج سال باید این نشانهها و علائم را اکثر روزهای هفته و به مدت شش ماه نشان دهند
* کودکان پنج سال یا بالاتر باید این علائم را حداقل یک بار در هفته و به مدت شش ماه نشان دهند
* رفتار کودک باید تأثیر منفی بر زندگی خودش یا تعاملات اجتماعی او با خانواده، دوستان، آشنایان و معلمان داشته باشد
* رفتارهای منفی کودک نباید با سایر اختلالات روانی مانند اختلال دوقطبی یا اختلال مصرف مواد همپوشانی داشته باشد
شدت اختلال نافرمانی مقابلهای میتواند از خفیف تا شدید متغیر باشد و توسط متخصص سلامت روان ارزیابی شود.
اختلال سلوک چیست؟
اختلال سلوک به عنوان الگوی مداوم رفتارهای پرخاشگرانه نسبت به دیگران و نقض عمدی قوانین تعریف میشود. این اختلال نیز مانند اختلال نافرمانی مقابلهای، یک اختلال دوران کودکی و نوجوانی است. DSM5 اختلال سلوک را به عنوان حالتی توصیف میکند که در آن کودک عمداً قوانین و حقوق دیگران را نقض میکند.
نشانهها و علائم
سن شروع اختلال سلوک معمولاً حدود 11 سالگی است، اما ممکن است در اوایل نوجوانی نیز بروز کند. علائم عمومی اختلال سلوک شامل نمایش رفتارهای پرخاشگرانه نسبت به کودکان دیگر، بزرگسالان و حیوانات، تخریب اموال دیگران، دزدی و دروغگویی است.
برخی از علائم رایج اختلال سلوک عبارتاند از:
* بروز رفتارهای پرخاشگرانه، از جمله قلدری یا تهدید دیگران
* شروع دعوا و درگیری
* استفاده از سلاح برای آسیب رساندن به افراد یا حیوانات
* سابقه ظلم جسمی به افراد و حیوانات
* دزدی مستقیم از قربانیان
* وادار کردن دیگران به انجام کارهای ناخواسته (مثلاً فعالیت جنسی)
* عمدی ایجاد آتشسوزی یا سایر مشکلات جدی
* یافتن راههای متعدد برای تخریب اموال دیگران
* ورود غیرمجاز به اموال خصوصی دیگران
* دروغ گفتن برای فرار از وظایف یا مسئولیتها
* ماندن خارج از خانه بیش از حد مجاز برای سنشان
* فرار از خانه چندین بار شبانه
* غیبت از مدرسه بدون دلیل موجه
تشخیص
طبق DSM5، برای تشخیص اختلال سلوک، کودک یا نوجوان باید حداقل سه مورد از ۱۵ معیار را در طول یک سال نشان دهد و یکی از این معیارها در شش ماه گذشته وجود داشته باشد تا تشخیص دقیق باشد. علاوه بر این، متخصص سلامت روان با انجام ارزیابی روانشناختی سعی میکند سن شروع اختلال را تعیین کند.
شدت اختلال سلوک میتواند از خفیف تا شدید متغیر باشد. افرادی که نزدیک کودک هستند (مانند والدین، سرپرست، معلم یا دوستان) باید به موارد زیر توجه کنند:
* احساسات کودک در ماههای گذشته
* اینکه آیا کودک برای رفتارها یا اعمال نادرست خود احساس گناه دارد
* اینکه آیا کودک همدلی نشان میدهد
* اینکه آیا کودک از عملکرد ضعیف خود در مدرسه ناراحت است
* میزان صدق و خلوص احساسات کودک
شباهتهای بین ODD و CD
هر دو اختلال نافرمانی مقابلهای (ODD) و اختلال سلوک (CD) شامل الگوهای پایدار رفتارهای مخرب هستند که میتوانند تأثیر قابلتوجهی بر زندگی اجتماعی، تحصیلی و خانوادگی کودک بگذارند. کودکان مبتلا به این اختلالات معمولاً در برابر افراد صاحب اختیار مقاومت و نافرمانی نشان میدهند و برای رعایت قوانین دچار مشکل میشوند.
یکی دیگر از شباهتها، وجود رفتارهای پرخاشگرانه است. هرچند شدت پرخاشگری در این دو اختلال ممکن است متفاوت باشد، اما کودکان مبتلا به هر یک از آنها میتوانند رفتارهایی بروز دهند که روابطشان را تحت فشار قرار داده و در خانه و مدرسه مشکلاتی ایجاد کند.
همچنین، همبودی (Comorbidity) بالایی بین ODD، CD و سایر اختلالات، بهویژه ADHD وجود دارد که تصویر بالینی را پیچیدهتر میکند و ارزیابی و درمان را دشوارتر میسازد.
تفاوتهای اصلی بین ODD و CD
هرچند هر دو اختلال شامل رفتارهای نافرمانی هستند، اختلال سلوک (Conduct Disorder CD) با اعمال شدیدتر مشخص میشود، مانند پرخاشگری نسبت به انسانها و حیوانات، تخریب اموال و نقض جدی قوانین که حتی میتواند به پیامدهای قانونی منجر شود.
در مقابل، اختلال نافرمانی مقابلهای (Oppositional Defiant Disorder ODD) بیشتر شامل مقاومت و نافرمانی نسبت به افراد صاحب اختیار است و شدت آن به اندازه CD نیست.
یکی دیگر از تفاوتهای مهم، سن شروع است:
* ODD معمولاً در حدود ۸ سالگی بروز میکند.
* CD در پسران بین ۱۰ تا ۱۲ سالگی و در دختران بین ۱۴ تا ۱۶ سالگی ظاهر میشود.
هرچند همبودی با ADHD در هر دو اختلال شایع است، اما در CD میزان آن بالاتر است و حدود ۵۰٪ کودکان مبتلا به CD علائم ADHD دارند.
پیامدهای این دو اختلال نیز متفاوت است:
* CD به دلیل شدت نقض قوانین، میتواند به مشکلات جدی قانونی منجر شود.
* ODD معمولاً چنین پیامدهای قانونی شدیدی به همراه ندارد.
پاسخها