اندرو ساموئلز؛ جایی که روان‌درمانی به سیاست می‌رسد

اندرو ساموئلز (Andrew Samuels) یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین متفکران معاصر در حوزه پیوند میان روان‌شناسی عمقی، روان‌درمانی و سیاست است. اهمیت کار او در این نکته نهفته است که سیاست را نه صرفاً به‌عنوان مجموعه‌ای از نهادها، قوانین یا رقابت‌های قدرت، بلکه به‌مثابه پدیده‌ای عمیقاً روانی، هیجانی و نمادین فهم می‌کند.

سامویلز از جمله روان‌درمانگرانی است که با عبور از مرزهای سنتی اتاق درمان، نشان داد فرآیندهای روانی‌ای که در زندگی فردی با آن‌ها سروکار داریم—مانند دلبستگی، فرافکنی، اضطراب، خشم، ترس و نیاز به تعلق—در مقیاس جمعی، خود را در قالب ایدئولوژی‌ها، جنبش‌های سیاسی، رهبران و تعارض‌های اجتماعی بازتولید می‌کنند.

پیشینه علمی و حرفه‌ای

اندرو ساموئلز در سال ۱۹۴۹ در بریتانیا متولد شد. او روان‌درمانگر، نویسنده و استاد روان‌شناسی تحلیلی (Analytical Psychology) است و سال‌ها در دانشگاه اسکس و دیگر مراکز دانشگاهی معتبر اروپا و آمریکا تدریس کرده است. سامویلز از چهره‌های برجسته جریان پسا-یونگی (Post-Jungian) به شمار می‌رود؛ جریانی که پس از یونگ، با رویکردی انتقادی و چندصدایی، روان‌شناسی تحلیلی را به حوزه‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی گسترش داد.

برخلاف رویکردهای کلاسیک که روان‌درمانی را امری صرفاً فردی و خصوصی می‌دانند، سامویلز از آغاز فعالیت حرفه‌ای خود بر این نکته تأکید داشت که:

  • روان انسان همواره در زمینه‌های تاریخی، فرهنگی و سیاسی شکل می‌گیرد؛
  • و درمان، ناگزیر در بستر مناسبات قدرت و ایدئولوژی قرار دارد.

او علاوه بر فعالیت بالینی، در زمینه مشاوره سیاسی، آموزش رهبران، نقد اجتماعی و نظریه‌پردازی بین‌رشته‌ای نیز فعال بوده است.

ایده محوری: روانِ سیاسی چیست؟

مفهوم محوری در اندیشه ساموئلز، مفهوم «روانِ سیاسی» (Political Psyche) است.
این مفهوم به این ایده اشاره دارد که سیاست، صرفاً محصول تصمیم‌های عقلانی یا منافع اقتصادی نیست، بلکه ریشه در ساختارهای روانی فردی و جمعی دارد.

از دید ساموئلز، عواملی مانند:

  • تجربه‌های هیجانی اولیه در خانواده
  • رابطه با اقتدار (پدر، مادر، قانون، نظم)
  • الگوهای دلبستگی ایمن یا ناایمن
  • ترس‌های ناخودآگاه از طرد، بی‌نظمی یا نابودی
  • و نیاز به هویت و تعلق نقشی اساسی در شکل‌گیری گرایش‌های سیاسی، وفاداری‌های ایدئولوژیک و حتی دشمن‌سازی‌های جمعی ایفا می‌کنند.

به بیان دیگر، سیاست صحنه‌ای است که در آن تعارض‌های حل‌نشده روانی، به زبان قانون، قدرت و ایدئولوژی بیان می‌شوند.

سیاست روی کاناپه؛ درمان به‌مثابه ابزار فهم سیاست

در کتاب مهم The Political Psyche (1993)، ساموئلز برای نخستین‌بار به‌طور نظام‌مند نشان می‌دهد که چگونه می‌توان از مفاهیم روان‌درمانی و روان‌شناسی تحلیلی برای فهم پدیده‌های سیاسی استفاده کرد.

او در این کتاب:

  • سیاست را به‌عنوان عرصه‌ای از فرافکنی‌های جمعی تحلیل می‌کند؛
  • نشان می‌دهد که رهبران سیاسی اغلب حامل تصویرهای ناخودآگاه جمعی (پدر قدرتمند، منجی، قربانی یا دشمن) می‌شوند؛
  • و توضیح می‌دهد که بسیاری از تعارض‌های سیاسی، بازتاب دوپاره‌سازی روانی (splitting) و ناتوانی در تحمل ابهام هستند.

در ادامه، در کتاب Politics on the Couch (2001)، ساموئلز استعاره‌ای جسورانه به‌کار می‌برد:
او پیشنهاد می‌کند که سیاست را «روی کاناپه» بگذاریم؛ نه برای درمان آن، بلکه برای فهم نیروهای هیجانی، اضطراب‌ها و فانتزی‌های پنهانی که سیاست را هدایت می‌کنند.

نقد روان‌کاویِ غیرسیاسی

یکی از مواضع انتقادی مهم ساموئلز، نقد روان‌درمانی‌ای است که خود را «خنثی» یا «غیرسیاسی» معرفی می‌کند. از نظر او:

  • هیچ درمانی خارج از زمینه اجتماعی و سیاسی شکل نمی‌گیرد؛
  • بی‌توجهی به نابرابری، خشونت ساختاری، تبعیض یا فشارهای اقتصادی، به معنای نادیده گرفتن بخش مهمی از تجربه روانی مراجع است؛
  • و ادعای بی‌طرفی، اغلب به بازتولید وضعیت موجود می‌انجامد.

در عین حال، ساموئلز به‌شدت با ایدئولوژیک شدن درمان مخالف است. او تأکید می‌کند که وظیفه درمانگر:

  • تحمیل دیدگاه سیاسی نیست،
  • بلکه گشودن فضایی برای تفکر، گفت‌وگو و افزایش خودآگاهی است.

به همین دلیل، او بر کثرت‌گرایی نظری و اخلاقی تأکید دارد.

روان‌درمانی و مسئولیت اجتماعی

در کتاب A New Therapy for Politics? (2015)، ساموئلز پرسشی بنیادین مطرح می‌کند:
آیا می‌توان از دستاوردهای روان‌درمانی برای بهبود کیفیت زندگی سیاسی استفاده کرد؟

او پاسخ می‌دهد که منظور، «درمان سیاست» نیست، بلکه انتقال برخی ظرفیت‌های درمانی به عرصه عمومی است؛ از جمله:

  • توانایی شنیدن دیگری بدون فروکاستن او به «دشمن»
  • تحمل تعارض و تفاوت
  • کاهش فرافکنی و شیطان‌سازی
  • و افزایش خودبازتابی فردی و جمعی

به‌زعم سامویلز، بدون این ظرفیت‌ها، سیاست به‌راحتی به صحنه بازتولید ترس، خشم و خشونت تبدیل می‌شود.

Citizen Analyst؛ شهروندی با حساسیت روان‌تحلیلی

یکی از مفاهیم کلیدی در اندیشه اندرو ساموئلز که به‌طور مستقیم پیوند میان روان‌درمانی و سیاست را در سطح زندگی روزمره شهروندان نشان می‌دهد، مفهوم Citizen Analyst یا «شهروند–تحلیل‌گر» است. این مفهوم نه یک نظریه رسمی و مدون، بلکه یک موضع اخلاقیتحلیلی است که سامویلز آن را به‌عنوان پاسخی به بحران‌های سیاست معاصر مطرح می‌کند.

سامویلز Citizen Analyst را نه به‌عنوان روان‌درمانگر، و نه به‌عنوان ناظر بی‌طرف دانشگاهی تعریف می‌کند، بلکه به‌عنوان شهروندی درگیر سیاست که نسبت به فرآیندهای روانی خود و جمع حساس است.

Citizen Analyst یعنی چه؟

در نگاه ساموئلز، Citizen Analyst فردی است که در عین مشارکت سیاسی، می‌کوشد:

  • واکنش‌های هیجانی شدید خود به رهبران، ایدئولوژی‌ها و رویدادهای سیاسی را بازتاب دهد؛
  • فرافکنی، دوپاره‌سازی (ما/آن‌ها) و دشمن‌سازی را نه فقط در «دیگران»، بلکه در خود شناسایی کند؛
  • و میان تعهد سیاسی و خودآگاهی روانی تعادلی ناپایدار اما ضروری برقرار سازد.

Citizen Analyst به این پرسش‌ها حساس است:

  • چرا برخی چهره‌ها یا گفتمان‌ها مرا به‌طور غیرعادی جذب یا خشمگین می‌کنند؟
  • چه ترس‌ها، آرزوها یا تجربه‌های شخصی در قضاوت سیاسی من فعال شده‌اند؟
  • کجا دارم پیچیدگی واقعیت را فدای آرامش روانیِ ناشی از قطعیت می‌کنم؟

تمایز Citizen Analyst با فعال سیاسی و روان‌کاوِ منزوی

ساموئلز آگاهانه Citizen Analyst را از دو موضع رایج متمایز می‌کند:

۱. فعال سیاسیِ فاقد خودبازتابی
کنش‌گری سیاسی، اگر با آگاهی روانی همراه نباشد، می‌تواند به:

  • قطبی‌سازی افراطی،
  • فرافکنی خشم،
  • و ناتوانی در تحمل ابهام
    منجر شود.

Citizen Analyst در عین تعهد، می‌کوشد از حل‌شدن کامل در هیجان جمعی فاصله بگیرد.

۲. روان‌کاوی که سیاست را صرفاً «موضوع تحلیل» می‌بیند
در سوی دیگر، ساموئلز از روان‌درمانی‌ای انتقاد می‌کند که با پناه‌گرفتن در تحلیل انتزاعی، از مسئولیت اجتماعی فاصله می‌گیرد.

Citizen Analyst نه کناره‌گیر است و نه کور؛
درگیر است، اما خودبازتاب؛ مسئول است، اما نه مطلق‌گرا.

Citizen Analyst و ناخودآگاه جمعی

از منظر ساموئلز، سیاست معاصر به‌شدت تحت تأثیر فرآیندهای ناخودآگاه جمعی است:
ترس‌های منتشرنشده، اضطراب‌های هویتی، و میل به یافتن «دیگریِ خطرناک».

Citizen Analyst تلاش می‌کند:

  • سهم خود را در این فرافکنی‌های جمعی ببیند؛
  • پیش از واکنش، مکث تحلیلی ایجاد کند؛
  • و بداند که بسیاری از بحران‌های سیاسی، بازنمایی تعارض‌هایی‌اند که هنوز امکان فکرکردن به آن‌ها فراهم نشده است.

در این معنا، Citizen Analyst نوعی کار فردی بر روان جمعی انجام می‌دهد؛ نه از مسیر درمان، بلکه از مسیر خودآگاهی.

Citizen Analyst و اخلاق سیاسی

برای ساموئلز، Citizen Analyst بیش از آن‌که یک موقعیت شناختی باشد، یک موضع اخلاقی است.
این موضع مستلزم:

  • پذیرش پیچیدگی و تناقض،
  • تحمل اضطراب ناشی از ندانستن،
  • و مقاومت در برابر ساده‌سازی‌های ایدئولوژیک است.

او بر این باور است که سیاستی که تنها بر قطعیت، دشمن‌سازی و تخلیه هیجانی بنا شده باشد، دیر یا زود به خشونت نمادین یا واقعی منتهی می‌شود.

Citizen Analyst تلاشی است برای حفظ امکان فکرکردن در شرایطی که سیاست مدام ما را به واکنش وامی‌دارد.

آیا Citizen Analyst قرار است سیاست را «درمان» کند؟

ساموئلز به‌صراحت با ایده «درمان سیاست» مخالفت می‌کند.
Citizen Analyst:

  • نه سیاست را بیمار فرض می‌کند،
  • نه روان‌درمانگر را منجی اجتماعی می‌داند.

این مفهوم تنها می‌کوشد سطحی از خودبازتابی روانی را وارد تجربه شهروندی کند؛ سطحی که بدون آن، سیاست به‌راحتی به میدان فرافکنی، ترس و نفرت تبدیل می‌شود.

Citizen Analyst به‌عنوان افق اندیشه ساموئلز

در مجموع، Citizen Analyst را می‌توان عصاره عملی اندیشه اندرو ساموئلز دانست:
جایی که روان‌درمانی، بدون از دست دادن تواضع خود، به سیاست نزدیک می‌شود؛
و سیاست، بدون ادعای پاکی یا قطعیت، پذیرای پیچیدگی روان انسان می‌گردد.

چرا اندرو ساموئلز مهم است؟

اهمیت اندرو ساموئلز در این است که:

  • روان‌درمانی را از حریم صرفاً خصوصی خارج می‌کند؛
  • سیاست را از تحلیل‌های تقلیل‌گرایانه و صرفاً عقلانی فراتر می‌برد؛
  • و نشان می‌دهد که بدون توجه به روان انسان، فهم سیاست همواره ناقص خواهد بود.

آثار او امروز در حوزه‌های:

  • روان‌شناسی سیاسی
  • روان‌درمانی انتقادی
  • مطالعات بین‌رشته‌ای
  • نظریه اجتماعی و فرهنگی

به‌عنوان منابعی معتبر و الهام‌بخش مورد استفاده قرار می‌گیرند.

اندرو ساموئلز به ما یادآوری می‌کند که سیاست، ادامه زندگی روانی ما در مقیاسی گسترده‌تر است.
همان تعارض‌هایی که در درون فرد وجود دارند، در سطح جامعه به شکل ایدئولوژی، خشونت، قطبی‌سازی و بحران‌های سیاسی ظاهر می‌شوند. از این منظر، روان‌درمانی نه فقط ابزاری برای درمان فرد، بلکه امکانی برای فهم عمیق‌تر جهان اجتماعی و مسئولیت انسانی ما در آن است.

مقالات مرتبط

پاسخ‌ها