تکنیکهای درمان گشتالت

درمان گشتالت از مجموعهای از تمرینها و «آزمایشها» (Experiments) در جلسات فردی و گروهی بهره میبرد تا آگاهی روانشناختی را افزایش داده و فرایند بهبودی هیجانی را تسهیل کند. این ابزارها به مراجع کمک میکنند تا ارتباط خود را با «اینجا و اکنون» بهتر درک کرده و تجربههای نادیدهگرفتهشده را به سطح آگاهی بیاورند.
- تمرینها فعالیتهایی ساختاریافته و هدفمند هستند که با انگیزه ایجاد هیجان، کسب بینش یا حرکت به سوی عمل انجام میشوند.
- آزمایشها در جریان درمان به صورت ارگانیک و پویا شکل میگیرند و برای کشف و بررسی تعارضها، رفتارها یا تجربیات خاص در زمان حال کاربرد دارند.
تکنیک صندلی خالی (Empty Chair Technique)
این تکنیک از شناختهشدهترین روشهای درمان گشتالت است که مراجع را ترغیب میکند با یک شخصیت خیالی یا جنبهای از خود، مانند «صدای انتقادگر» یا «خود گذشته»، که بر روی صندلی خالی نشسته، گفتوگو کند. هدف این گفتوگو، تسهیل بیان دو سوی تعارض درونی یا بینفردی است.
با بیان احساسات و افکار هر دو طرف تعارض، مراجعان به درک عمیقتری از وضعیت هیجانی خود دست یافته، بخشهای سرکوبشده را دوباره به خود متصل میکنند و به وضوح بیشتری نسبت به انگیزهها و نیازهای خود میرسند. این روش به دلیل تأثیرگذاری قابل توجه در ارتقای خودآگاهی، فراتر از چارچوب درمان گشتالت نیز کاربرد دارد.
گفتوگوی دو صندلی (Two Chair Dialogue)
این روش توسعه یافته از تکنیک صندلی خالی است و مراجع را به جابجایی بین دو صندلی دعوت میکند تا دو دیدگاه یا صدای درونی متضاد را به طور متناوب بیان نماید. این فرایند نقشآفرینی به مراجع امکان میدهد:
- جنبههای مختلف یک تعارض درونی را بهصورت مجزا تجربه و درک کند؛
- روابط بینفردی خود را با شناخت بهتر این قطبهای درونی تحلیل نماید؛
- تصمیمگیریهای دشوار را با آگاهی و وضوح بیشتری اتخاذ کند.
فرایند «برونسپاری» (Externalization) و تجسم این تنشهای درونی باعث افزایش همدلی نسبت به خود و دیگران شده و به یکپارچگی روانی کمک میکند.
جملات «من» (Use of “I” Statements)
در درمان گشتالت، زبان به عنوان ابزاری برای پذیرش مسئولیت هیجانی و شناخت خود به کار گرفته میشود. مراجعان تشویق میشوند احساسات و رفتارهای خود را با استفاده از جملات با فاعل «من» بیان کنند. بهجای گفتن جملههایی مانند «این باعث شد من عصبانی شوم»، توصیه میشود بگویند: «من احساس عصبانیت میکنم.» این سبک بیان، فاصله بین فرد و احساساتش را کاهش داده، آگاهی نسبت به دنیای درونی را افزایش میدهد و قدرت تنظیم هیجانی و واکنش مؤثر را تقویت میکند.
مواجهه (Confrontation)
مواجهه، تکنیکی است که در دورههای اولیه درمان گشتالت نقش مرکزی داشت و امروزه با حساسیت و به صورت انتخابی مورد استفاده قرار میگیرد. در این تکنیک، درمانگر به صورت مستقیم و محترمانه به تناقضها و ناسازگاریهای موجود بین گفتار، رفتار و احساسات مراجع اشاره میکند.
هدف از مواجهه برجستهسازی الگوهای هیجانی و رفتاری گیرکرده یا ناهماهنگ است تا مراجع را به آگاهی و تغییر ترغیب نماید. با این حال، برخی مراجعان ممکن است این روش را شدید یا فشارزا تلقی کنند، بنابراین درمانگران معاصر معمولاً ترجیح میدهند از رویکردهای ملایمتر و مشارکتی برای تسهیل تغییر استفاده کنند.
آگاهی از زبان بدن (Body Awareness)
درمانگران گشتالت توجه ویژهای به حالات بدنی، حرکات و زبان بدن مراجع دارند و معمولاً از او میخواهند معنای این حالات را کشف و توصیف کند. برای مثال، ممکن است درمانگر بپرسد: «دیدم دستانت را روی سینه گذاشتی؛ در آن لحظه چه احساسی داشتی؟» گاهی مراجعان تشویق میشوند به بخشهای مختلف بدن خود یا حالات بدنیشان «صدا» یا «کلام» بدهند. این فرایند به انتقال واکنشهای ناخودآگاه به سطح آگاهی و ادغام تجربههای هیجانی و بدنی کمک میکند.
مبالغه (Exaggeration)
زمانی که مراجع در بیان یا تجربه احساسات خود دچار مقاومت یا ابهام میشود، درمانگر ممکن است از او بخواهد حرکات، حالات یا رفتارهای خاصی را به صورت اغراقآمیز یا تکراری انجام دهد. این تکنیک به آشکارسازی احساسات پنهان، روشن کردن معنای نمادین رفتار و تقویت حضور مراجع در «اینجا و اکنون» کمک میکند.
مکانیابی احساسات در بدن (Localization of Feelings in the Body)
مراجعان معمولاً تشویق میشوند احساسات خود را در بخشهای مختلف بدنشان شناسایی و توصیف کنند، مانند احساس تنش در شانهها، سنگینی در قفسه سینه یا گرهخوردگی در گلو. این آگاهی از نشانههای بدنی موجب میشود احساسات به صورت واقعیتر و لحظهای تجربه شوند، توانایی تنظیم هیجانی افزایش یابد و اعتماد به پیامهای بدنی به عنوان منبع ارزشمند خودشناسی تقویت گردد.
فعالیتهای خلاقانه (Creative Activities)
درمان گشتالت ممکن است از روشهای غیرکلامی مانند نقاشی، طراحی، مجسمهسازی یا سایر فعالیتهای خلاقانه بهره ببرد. این شیوههای بیکلام میتوانند از سد دفاعهای روانی عبور کرده، بیان هیجانی را عمیقتر کنند و آگاهی مراجع نسبت به لحظه حاضر را افزایش دهند. هر فعالیت خلاقانه که با هدف مشخص و در قالب یک «آزمایش» درمانی انجام شود، میتواند بخشی مؤثر از فرایند درمان گشتالت به شمار آید.
پاسخها