مؤلفه‌های اصلی کارکرد ایگو

مقاله‌ی کلاسیک «ارزیابی عملکردهای ایگو و قابلیت تحلیل‌پذیری» نوشته‌ی لئوپولد بلاک و بارنت مایرز (۱۹۷۵) یکی از متون پایه‌ای در روان‌تحلیل‌گری ایگو به شمار می‌آید. در این مقاله، دوازده مؤلفه‌ی کلیدی کارکردهای ایگو به‌صورت منسجم و بالینی تعریف و تشریح شده‌اند؛ مؤلفه‌هایی که به درمانگران کمک می‌کنند تا ظرفیت‌های روانی مراجع برای تحمل درمان تحلیلی، درک واقعیت، تنظیم هیجانات، و ایجاد روابط پایدار را ارزیابی کنند. این چارچوب، ابزاری مهم برای سنجش انسجام شخصیت، سطح دفاعی، و قابلیت تحول در فرآیند روان‌درمانی عمیق است.

Ego function assessment (EFA)

1. واقعیت‌سنجی (Reality Testing)

توانایی تمایز بین محرک‌های درونی و بیرونی، اعتبارسنجی زمان و مکان و تفسیر درست از واقعیت بیرونی، برخورداری از ذهنیت روانشناختی و آگاهی نسبت به خود. توانایی دیدن واقعیت به صورتی که وجود دارد، نه آنچه ما فکر می‌کنیم یا تصور می‌کنیم.

2. قضاوت (Judgement)

توانایی تشخیص پیامدهای رفتار خود و تصمیم‌گیری واقع‌بینانه. شامل فهم روابط علت و معلولی و بررسی رفتارهای گذشته در موقعیت‌های مشابه برای پیش‌بینی الگوهای آینده می‌باشد‌.

3. حس واقعیت (Sense of Reality)

تجربه ذهنی از واقعی بودن خود، بدن و جهان بیرون. به حالات مسخ شخصیت، مسخ واقعیت و تغییرات خودپنداره و وضوح مرزهای میان خود و جهان اشاره دارد.

4. تنظیم و کنترل تکانه‌ها، عواطف و سائق‌ها (Regulation and Control of Drives, Affects, and Impulses)

توانایی تحمل ناکامی، عدم اقدام بر اساس تکانه. ظرفیت و توانایی برای به تاخیر انداختن تخلیه فوری امیال و تکانه ها جهت حفظ انسجام خود. ناتوانی در این عملکرد منجر به ابراز رفتاری (acting out) می‌شود.

5. روابط ابژه‌ای (Object Relations)

منظور درجه و نوع ارتباط هایی است که فرد با دیگری برقرار می‌کند. کیفیت و ثبات روابط بین‌فردی، تمایز بین خود و دیگری، و توانایی ایجاد و حفظ بازنمایی‌های پایدار از دیگران.

6. فرایندهای تفکر (Thought Processes)

به دستگاه شناختی درونی فرد اشاره دارد. شامل هوش، مفهوم سازی، تمرکز، حافظه، زبان و فرایندهای اولیه و ثانویه می‌شود.

7. واپس روی انطباقی در خدمت ایگو (Adaptive Regression in the Service of the Ego – ARISE)

توانایی برگشت موقتی و کنترل‌شده به حالت‌های ذهنی ابتدایی برای دسترسی به محتوای ناخودآگاه و سپس بازگشت به واقعیت ثانویه جهت درک و تفسیر.

8. کارکرد دفاعی (Defensive Functioning)

به ضعف یا مزاحمت دفاع هاو موفقیت یا شکست آن‌ها اشاره دارد. استفاده از دفاع‌های روانی برای کنترل موقعیت، با کمترین آسیب به واقعیت و تفکر. ارزیابی سطح رشد مکانیسم‌های دفاعی و تأثیر آن‌ها بر فرایند درمان ضروری است.

9. سد محرک (Stimulus Barrier)

آستانه تحریک‌پذیری حسی و توانایی مقابله با تحریک بیش از حد. شامل آستانه فرد برای تحمل محرک های درونی و بیرونی و میزان انطباق و انسجام دهی واکنش های فرد به محرک ها می باشد.

10. کارکرد خودمختار (Autonomous Functioning)

میزان استقلال عملکردهایی نظیر ادراک، توجه، حافظه، زبان، هوش،مهارت‌ها، عادت ها و الگوهای رفتاری از تعارضات روانی. این عملکرد تعیین می‌کند فرد چه ابزارهایی برای مشارکت در درمان دارد.

11. عملکرد ترکیبی_ انسجامی (Synthetic–Integrative Function)

توانایی ادغام تجارب متناقض، حفظ انسجام ذهنی و سازمان‌دهی عاطفی و شناختی. به توانایی فرد برای سازمان دادن به خودش و جهان به شیوه‌ای مفید و موثر اشاره دارد.

12. تسلط_شایستگی (Mastery–Competence)

میزان توانایی فرد برای استفاده از منابع روانی خود در تعامل با محیط و حل تعارضات. شامل عملکرد واقعی (کفایت)، خودپنداره‌ی شایستگی و همخوانی آن‌ها با یکدیگر.

مقالات مرتبط

پاسخ‌ها