وامیک دی. ولکان: روانکاوی، هویت جمعی و سیاست
وامیک دی. ولکان (Vamık D. Volkan) روانکاو، استاد روانپزشکی و نظریهپرداز برجستهٔ حوزهٔ روانکاوی گروههای بزرگ است که آثار او نقش مهمی در پیوند دادن روانکاوی با سیاست، روابط بینالملل و تعارضات قومی–ملی ایفا کردهاند. تمرکز اصلی ولکان بر این پرسش است که چگونه فرایندهای ناخودآگاه جمعی، هویتهای سیاسی، دشمنسازی و خشونت گروهی را شکل میدهند.
هویت گروه بزرگ (Large-Group Identity)
از نظر ولکان، انسانها علاوه بر هویت فردی، دارای نوعی هویت گروه بزرگ هستند؛ یعنی تجربهٔ ذهنیِ تعلق به گروههایی بسیار وسیع مانند ملتها، قومیتها یا جوامع دینی.
هویت گروه بزرگ:
- تجربهای روانی و درونی است، نه صرفاً اجتماعی یا حقوقی
- مبتنی بر احساس «همانندی» با انبوهی از افرادی است که هرگز یکدیگر را ملاقات نمیکنند
- در شرایط تهدید، بحران یا تحقیر جمعی فعالتر و پررنگتر میشود
ولکان تأکید میکند که در وضعیتهای بحرانی، هویت گروه بزرگ میتواند بر هویت فردی غلبه پیدا کند، اما این بهمعنای حذف یا نابودی فردیت نیست؛ بلکه نشانهای از رگرسیون روانی موقتی در سطح جمعی است.
ترومای انتخابشده (Chosen Trauma)
یکی از مفاهیم کلیدی و در عین حال پُرسوءبرداشت در نظریهٔ ولکان، مفهوم ترومای انتخابشده است.
ترومای انتخابشده به معنای:
بازنمایی ذهنیِ مشترکِ یک آسیب یا فاجعهٔ تاریخیِ حلنشده است که به بخشی از هویت یک گروه بزرگ تبدیل شده و از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود.
نکات اساسی:
- «انتخابشده» به معنای انتخاب آگاهانه یا ارادی نیست
- این ترومـا معمولاً سوگوارینشده و حلنشده باقی مانده است
- در زمان تهدید هویت گروهی، دوباره فعال میشود و بار هیجانی شدیدی تولید میکند
ولکان نشان میدهد که انتقال نسلی ترومای حلنشده میتواند احساس قربانیبودن، خشم تاریخی و تمایل به انتقام نمادین را در سطح جمعی تقویت کند.
نکتهٔ مهم این است که ولکان هرگز ادعا نمیکند ترومای تاریخی بهطور مستقیم باعث خشونت سیاسی میشود؛ بلکه معتقد است این ترومـاها «ظرفیت بسیج هیجانی و دوپارهسازی» را افزایش میدهند.
رگرسیون بزرگگروه و دوپارهسازی سیاسی
به باور ولکان، در شرایط تهدید شدید (جنگ، تروریسم، فروپاشی هویت ملی)، گروههای بزرگ ممکن است دچار رگرسیون روانی جمعی شوند. این رگرسیون با ویژگیهای زیر همراه است:
- تقویت تفکر «ما در برابر آنها»
- کاهش تحمل ابهام و پیچیدگی
- دوپارهسازی (خوبِ مطلق / بدِ مطلق)
- آرمانیسازی رهبران و شیطانیسازی دشمن
- آمادگی روانی برای پذیرش اقتدارگرایی
ولکان این وضعیت را نه یک بیماری بالینی، بلکه واکنشی انسانی و قابلفهم به تهدید هویت جمعی میداند؛ واکنشی که اگر مهار نشود، میتواند پیامدهای سیاسی و انسانی خطرناکی داشته باشد.
انتقال بیننسلی در دیدگاه وامیک دی. ولکان
از منظر وامیک دی. ولکان، انتقال بیننسلی به فرآیندی اشاره دارد که طی آن ترومـاها، فقدانها و تعارضهای حلنشدهٔ یک گروه بزرگ از نسلی به نسل دیگر منتقل میشوند، بدون آنکه الزاماً بهصورت روایت آگاهانه یا تجربهٔ مستقیم منتقل شده باشند.
ولکان این انتقال را نه ژنتیکی میداند و نه صرفاً آموزشی؛ بلکه آن را فرآیندی روانپویشی و نمادین توصیف میکند که در بستر روابط اولیه، فرهنگ، آیینها و روایتهای جمعی شکل میگیرد.
چگونه انتقال بیننسلی رخ میدهد؟
بر اساس آثار ولکان، انتقال بیننسلی از چند مسیر اصلی اتفاق میافتد:
- سوگواری ناتمام (Unmourned Losses)
وقتی یک گروه بزرگ نتواند فقدانهای تاریخی خود (کشتار، آوارگی، تحقیر جمعی) را سوگواری کند، این فقدانها به شکل هیجانات خام، سکوتهای معنادار یا روایتهای منجمد به نسل بعد منتقل میشوند. - روایتهای هویتی و اسطورهای
داستانهای تاریخی که بهطور مداوم بازگویی میشوند، نه فقط اطلاعات، بلکه هیجان، خشم و احساس قربانیبودن را منتقل میکنند. - همانندسازی ناخودآگاه کودکان با والدینِ آسیبدیده
کودکان هیجانات پردازشنشدهٔ والدین را جذب میکنند، حتی اگر از علت تاریخی آن آگاه نباشند. - نمادها، آیینها و مکانهای حافظه
پرچمها، سالگردها، قبرستانها و یادمانها حامل بار هیجانیاند و انتقال ترومـا را تداوم میبخشند.
رابطهٔ انتقال بیننسلی با «ترومای انتخابشده»
ولکان تأکید میکند که ترومای انتخابشده محصول همین انتقال بیننسلی است. وقتی یک آسیب تاریخی:
- سوگواری نشده باشد
- بهطور نمادین حل نشده باشد
- و در هویت گروهی تثبیت شود
در نسلهای بعدی بهعنوان «بخشی از ما» تجربه میشود، نه صرفاً رویدادی در گذشته.
نکتهٔ مهم این است که نسل جدید خاطرهٔ مستقیم ندارد، اما واکنش هیجانی واقعی دارد.
انتقال بیننسلی به چه معنا نیست؟
از منظر نقد علمی، ولکان صریحاً این سوءبرداشتها را رد میکند:
- ❌ انتقال بیننسلی به معنای «به ارث رسیدن خاطرهها» نیست
- ❌ به معنای «اجبار نسلهای بعدی به تکرار خشونت» نیست
- ❌ فرآیندی جبری و غیرقابل تغییر نیست
او تأکید میکند که این انتقال میتواند بازشناسی، نمادپردازی و متحول شود، بهویژه اگر امکان سوگواری جمعی و گفتوگو فراهم گردد.
پیامدهای سیاسی انتقال بیننسلی
در سطح سیاسی، انتقال بیننسلی میتواند:
- حساسیت شدید نسبت به تهدیدهای نمادین ایجاد کند
- پذیرش روایتهای سادهساز «دشمن تاریخی» را افزایش دهد
- زمینهٔ بسیج هیجانی توسط رهبران را فراهم کند
اما همزمان، اگر آگاهانه بازاندیشی شود، میتواند به پایهای برای آشتی و بازسازی هویت نیز تبدیل شود.
رهبران سیاسی و فعالسازی ناخودآگاه جمعی
از دیدگاه ولکان، رهبران سیاسی نقش مهمی در فعالسازی یا مهار فرایندهای ناخودآگاه جمعی دارند. آنان ترومای انتخابشده را خلق نمیکنند، بلکه با استفاده از نمادها، روایتهای تاریخی و زبان هیجانی، آن را دوباره زنده میکنند.
رهبران در شرایط بحران میتوانند:
- اضطراب جمعی را نامگذاری کنند
- مرزهای هویتی «ما / دشمن» را تقویت کنند
- احساس انسجام کاذب یا واقعی ایجاد کنند
به همین دلیل، سیاست میتواند به عرصهای برای بازنمایی تعارضات حلنشدهٔ روانی در مقیاس بزرگ تبدیل شود.
روانکاوی و سیاست: ولکان چه چیزی را ادعا نمیکند؟
از منظر نقد علمی، روشن است که ولکان:
- سیاست را پدیدهای «بیمارگونه» تلقی نمیکند
- روانکاوی را جایگزین تحلیل تاریخی، اقتصادی یا حقوقی نمیداند
- ادعا نمیکند که روانکاوی راهحل مستقیم تعارضات سیاسی است
او تأکید دارد که روانکاوی میتواند:
موانع هیجانی، ترسهای ناخودآگاه و ریشههای روانی بنبستهای سیاسی را قابل فهمتر کند، نه اینکه جایگزین دیپلماسی یا مذاکره شود.


پاسخها