درمان هیجان مدار (Emotion-Focused Therapy)

درمان متمرکز بر هیجان، یک رویکرد رواندرمانی است که از ظرفیت و کارکرد هیجانها بهعنوان منبعی اساسی برای تسهیل فرآیند بهبودی و رشد روانی ـ هیجانی استفاده میکند. این رویکرد در دهه ۱۹۸۰ توسط دکتر لزلی گرینبرگ ودکتر سوزان جانسون توسعه یافت و بر این اصل استوار است که هیجانها نقش تعیینکنندهای در فرایند تصمیمگیری و شکلگیری کنشها و رفتارهای انسان دارند.
درمان متمرکز بر هیجان با هدف کمک به مراجع برای شناخت، درک و معنابخشی به تجربههای هیجانی خود عمل میکند، بهجای آنکه صرفاً بر تغییر افکار یا رفتارها تمرکز داشته باشد. این فرایند موجب میشود فرد با درک عمیقتر از احساسات خود، عوامل پنهان و ریشهای مشکلات را شناسایی و حل کرده و الگوهای سالمتر و سازگارانهتری برای زندگی ایجاد کند.
در جلسات درمان متمرکز بر هیجان، مراجع ترغیب میشود که هیجانهای خود را ـ حتی اگر پیچیده، متناقض یا دشوار برای بیان باشند ـ شناسایی، تجربه و در مورد آنها گفتوگو کند. این فرایند، آگاهی هیجانی را افزایش داده و توانایی فرد را در بیان و تنظیم هیجانها و بهبود کیفیت ارتباطات بینفردی ارتقا میدهد. درمانگر متمرکز بر هیجان محیطی امن، پذیرنده و حمایتگر فراهم میآورد تا مراجع بتواند هیجانهای منفی را به شیوهای سازنده تجربه و پردازش کند.
EFT چگونه استفاده میشود؟
EFT به افراد کمک میکند هیجانهای سازگار (هیجانهای کاربردی و مفید) را شناسایی کنند که مانند قطبنما در زندگی آنها عمل میکنند و همچنین هیجانهای ناسازگار (هیجانهای ناکارآمد و مضر) را تشخیص دهند که ناشی از تروماهای گذشته هستند و رشد آنها را مختل میکنند.
با راهنمایی همدلانه درمانگر و استفاده از تکنیکهای تجربی، افراد میآموزند هیجانها، خاطرات و احساسات بدنی سرکوبشده را بازیابی کنند. با دسترسی به هیجانهای واقعی خود، افراد میتوانند تصویر سالمتری از خود بسازند و در زندگی مقاومتر شوند.
در طول جلسات EFT، درمانگر میتواند به شما کمک کند به هیجانهای خود آگاه شوید، آنها را درک و تنظیم کنید و استراتژیهای مقابلهای برای مدیریت آنها بیاموزید.
اصول بنیادین درمان متمرکز بر هیجان
درمان متمرکز بر هیجان بر این باور استوار است که آگاهی و پذیرش هیجانها پیششرط اساسی برای سلامت روان و کارکرد سازگارانه است. هنگامی که فرد یاد میگیرد هیجانهای خود را به رسمیت بشناسد و بپذیرد، میتواند از این آگاهی جدید برای تنظیم مؤثر هیجانها و ارتقای سلامت روانی خود بهره گیرد. برای دستیابی به این هدف، مجموعهای از فنون و مداخلات تخصصی در چارچوب EFT به کار گرفته میشود.
میتوان شش اصل بنیادین درمان متمرکز بر هیجان (EFT) را به این صورت خلاصه کرد:
1. شناسایی هیجانها (Identify Emotions): یادگیری درباره هیجانهای خود و درک چگونگی تأثیر آنها بر زندگیتان. این اصل شامل کاوش در احساسات و افزایش آگاهی نسبت به آنها است.
2. بیان هیجانی (Expression): در EFT، بیان اصیل و واقعی هیجانها ارزشمند است. این رویکرد شما را راهنمایی میکند تا احساسات خود را به شیوهای سازنده و معنادار بیان کنید.
3. تنظیم هیجان (Regulation): یادگیری راهبردهایی برای مدیریت هیجانهای شدید، بهگونهای که بتوانید به چالشهای هیجانی با شیوههای سالمتر پاسخ دهید.
4. بازاندیشی (Reflection): این اصل شامل کاوش عمیق در تجربههای هیجانی و پرورش درک و بینش نسبت به آنها است.
5. دگرگونی هیجانی (Transformation): هدف EFT، تبدیل تجربههای هیجانی ناکارآمد به تجربههایی سالمتر و سازگارانهتر برای ارتقای رشد فردی و بهزیستی است.
6. تجربههای هیجانی اصلاحی (Corrective Emotional Experiences): محیط درمان فضایی امن برای تجربههای هیجانی مثبت و جدید فراهم میکند که به بازسازی و اصلاح واکنشهای هیجانی کمک میکند.
آنچه میتوانید در یک جلسه درمان متمرکز بر هیجان (EFT) انتظار داشته باشید
جلسات درمان متمرکز بر هیجان منحصربهفرد بوده و بر اساس نیازهای خاص هر فرد تنظیم میشوند، اما به طور کلی میتوانید انتظار داشته باشید روی موارد زیر کار کنید:
1. شناسایی هیجانها (Identifying Emotions): یادگیری تشخیص و نامگذاری حالتهای هیجانی مختلف که برای افزایش آگاهی و درک هیجانی ضروری است.
2. کاوش الگوهای هیجانی (Exploring Emotional Patterns): درک چگونگی برانگیخته شدن پاسخهای هیجانی خاص در موقعیتهای معین و شناسایی الگوهای موجود در این واکنشها.
3. بیان ایمن هیجانها (Expressing Emotions Safely): یافتن روشهای ایمن و سازنده برای بیان احساسات سرکوبشده یا نادرست فهمیدهشده.
4. توسعه هوش هیجانی (Developing Emotional Intelligence): تقویت توانایی ادراک، درک، بهکارگیری و مدیریت هیجانها بهطور مؤثر، هم در خود و هم در تعامل با دیگران.
5. رفع موانع هیجانی (Working Through Emotional Blocks): شناسایی و کار بر روی موانعی که مانع بیان سالم و پردازش هیجانها میشوند.
6. درک تأثیر تجارب گذشته (Understanding the Impact of Past Experiences): بررسی چگونگی شکلگیری پاسخها و رفتارهای هیجانی در نتیجه تجارب گذشته، از جمله آسیبهای روانی یا رویدادهای دوران کودکی.
7. ایجاد تابآوری هیجانی (Building Emotional Resilience): توسعه راهبردهایی برای مواجهه با هیجانهای شدید بدون غرق شدن در آنها، بهگونهای که تابآوری هیجانی افزایش یابد.
8. پرورش خودشفقتی (Fostering SelfCompassion): تقویت نگرش مهربانانه و شفقتآمیز نسبت به خود و تجربههای هیجانیتان.
9. خلق تجربههای هیجانی جدید (Creating New Emotional Experiences): درگیر شدن در تجربههای هیجانی اصلاحی در فضای درمان بهمنظور جایگزینی الگوهای هیجانی منفی با الگوهای مثبت.
10. بهبود مهارتهای بینفردی (Enhancing Interpersonal Skills): استفاده از بینشهای هیجانی برای بهبود ارتباطات و روابط با دیگران.
تفاوت بین درمان شناختی–رفتاری (CBT) و درمان متمرکز بر هیجان (EFT)
CBT و EFT دو رویکرد متمایز در رواندرمانی هستند. درمان شناختیرفتاری (CBT) معمولاً برای کمک به مشکلات سلامت روان مانند افسردگی و اضطراب به کار میرود. این رویکرد به ارتباط بین افکار، هیجانها و رفتارها میپردازد. بر اساس نظریهٔ CBT، تفکر ناکارآمد منجر به بروز پاسخهای هیجانی و رفتاری منفی میشود.
درمانگران CBT با مراجعان کار میکنند تا الگوهای فکری منفی را شناسایی و به چالش بکشند. با گذشت زمان، بازسازی شناختی و تغییر نحوه پردازش این افکار میتواند تأثیر مثبتی بر هیجانها و رفتارهای فرد داشته باشد.
در مقابل، درمان متمرکز بر هیجان (EFT) بر دگرگونی خودِ هیجانها تمرکز دارد. این رویکرد آموزش میدهد که هیجانها میتوانند بر افکار و رفتارها اثرگذار باشند و درک و تغییر هیجانها برای بهزیستی روانی اهمیت دارد. درمانگران EFT مراجع را از طریق فرایندی از درگیری عمیق هیجانی و بیان اصیل احساسات هدایت میکنند.
EFT امکان کاوش آزادانهتر هیجانها را فراهم میآورد، در حالی که CBT ساختاریافتهتر است. این ویژگی میتواند برای افرادی که رویکرد ساختاریافتهٔ CBT را محدودکننده میدانند، سودمند باشد.
درمان متمرکز بر هیجان (EFT) و روابط
پژوهشها نشان دادهاند که درمان متمرکز بر هیجان بهطور ویژه در درمان و مشاوره روابط اثربخشی بالایی دارد. این رویکرد به افراد و زوجها کمک میکند تا درک کنند هیجانهای آنها چگونه بر روابطشان تأثیر میگذارد و از این طریق، نیازها و ترسهای هر فرد آشکار میشود.
زوجها میتوانند با یادگیری نحوه بیان مثبت احساسات خود، ارتباط مؤثرتری برقرار کنند. این مهارت منجر به افزایش درک متقابل و تقویت مراقبت و حمایت عاطفی در رابطه میشود.
EFT همچنین به مسائل مرتبط با دلبستگی میپردازد. با افزایش آگاهی نسبت به الگوهای منفی زوج، میتوان پیوند هیجانی و تابآوری رابطه را تقویت کرد. شواهد نشان دادهاند که این رویکرد در تقویت پیوند عاطفی بین زوجها موفقیت چشمگیری داشته است.
مزایای مهم EFT در بهبود پویایی روابط
1. بهبود ارتباط (Enhanced Communication): آموزش به زوجها برای بیان شفاف هیجانها، که منجر به درک بهتر و کاهش تعارض میشود.
2. تقویت پیوند هیجانی (Deepened Emotional Connection): با کاوش و بهاشتراکگذاری احساسات، زوجها میتوانند پیوند عاطفی عمیقتری ایجاد کنند.
3. حل تعارض (Conflict Resolution): ارائه ابزارهایی برای هدایت و حل مؤثر تعارضهای بینفردی.
4. افزایش همدلی (Increased Empathy): آموزش به زوجها برای درک و همدلی با تجربههای هیجانی یکدیگر.
5. تقویت دلبستگی (Attachment Strengthening): پرداختن به مسائل مرتبط با سبک دلبستگی و ارتقای روابط ایمن و رضایتبخش.
EFTمناسب چه کسانی است؟
EFT میتواند درمان ارزشمندی برای گروههای مختلفی از افراد و مشکلات گوناگون باشد. در ادامه چند مثال آورده شده است:
۱. بهبود روابط
EFT در بهبود روابط بهویژه در درمان زوجها بسیار مؤثر بوده است. این درمان به افراد کمک میکند درک بیشتری از هیجانها و نیازهای یکدیگر پیدا کنند، که در نهایت منجر به درک بهتر یکدیگر و ایجاد پیوندی قویتر میشود.
۲. افسردگی، اضطراب و تروما
EFT میتواند به عنوان یک مکمل ارزشمند در درمان افسردگی، اضطراب و تروما بهکار رود. این درمان به افراد کمک میکند هیجانهای خود را بهتر مدیریت کنند، از افکار منفی عبور کنند و هیجانهای مفید را از هیجانهای مضر تشخیص دهند.
۳. مسائل هویتی و اختلالات وابستگی
EFT همچنین میتواند مفید باشد اگر فرد با مسائل هویتی یا اختلالات وابستگی دست و پنجه نرم میکند. این درمان به تقویت تصویر خود و ایجاد روابط سالمتر کمک میکند.
۴. افراد منطقی و تحلیلی
افرادی که تمایل بیشتری به رویکرد منطقی دارند ممکن است در شناسایی و ابراز هیجانها مشکل داشته باشند. EFT میتواند به آنها کمک کند ارتباط بهتری با دنیای هیجانی خود برقرار کنند.
۵. تنظیم هیجانها
برای افرادی که توسط هیجانها غرق شدهاند، EFT میتواند به توسعه استراتژیهای مؤثر تنظیم هیجانی کمک کند.
۶. درمان فردی و سیستمیک
EFT میتواند هم در سطح فردی و هم در سطح سیستمیک اعمال شود، به این معنی که میتوان از آن در کار با افراد، زوجها و خانوادهها استفاده کرد.
پاسخها