اگر فرزندم دروغ گفت چطور با او برخورد کنم؟

کودکان نوپا زمان بسیار زیادی را در عالم رویا می گذرانند. در واقع، قسمت اعظم یادگیری آن ها از بازی های وانمودی سرچشمه می گیرد. این روشی است که آن ها دنیای خود را پردازش می کنند و در مورد بسیاری از تجاربشان مهارت کسب می کنند. ” دارم به سمت شهربازی رانندگی می کنم، کمربندهایتان را ببندید!” همه آن ها تخیل هستند و راست و درست بودنشان مطرح نیست.

چنین کودک نوپایی در حال یادگیری درست و غلط است. مرزهای بسیاری وجود دارند که باید او باید از آن ها رد شود و محدودیت هایی که باید آزمایش کند. برای همین درک آن محدودیت ها درست در زمانی که می خواهد علت و معلول را بفهمد، ” من این کار را انجام دادم، و اون اتفاق افتاد” برایش بسیار سخت است.

کودکان دو ساله به نوعی و در سطح بسیار محدودی می داند که اوضاع رو به راه نیست و نیاز دارد تا دیگر افراد این را به او بگویند. اگر راه کودک مسدود شود کمی خجالت می کشد اما اگر مچ کودک گرفته نشود، حس خوبی خواهد داشت. این مرحله کمی قبل از این است که کودک صدای وجدان را درونی کند.

کودکان سه ساله، حتی تعدادی از چهارساله ها “تفکر جادویی” دارند. اگر کودک چیزی را می گوید، پس باور دارد که اتفاق افتاده و یا شاید اتفاق بیفتد. کودک چهار ساله، شروع به پرورش وجدانش می کند. کودک بر پایه رابطه قابل اعتماد و محبت آمیز با والدینش، آن ها را عنوان وجدان خود تشخیص داده و درونی می کند. در ابتدا رفتار او توسط والدین و سایر بزرگ ترهای قابل اعتماد در زندگی اش کنترل می شود، ولی وقتی این کودک چهار ساله بزرگ تر می شود، تأدیب نفس را پرورش می دهد که مبتنی بر درک او از دست و غلط است. وقتی شما چهارساله هستید، حتی اگر کسی نداند کار بدی کرده اید، احساس گناه دارید. این یک پیشرفت تکاملی بزرگ است.

پذیرفته شده ترین نظریه در مورد چگونگی تبدیل شدن کودکان به افراد صادق این است که آن ها صداقت و درستکاری را از والدین خود یاد می گیرند. در این مقاله راهکارهای مواجه با دروغگویی کودک را بررسی می کنیم.

1. علت دروغگویی در کودک خود را ریشه یابی کنید.

در ابتدا مشخص کنید که کودک شما به عنوان بخشی از بازی و فانتزی دروغ می‌گوید یا به دلیل ترس از تنبیه شدن و یا دریافت چیزی که دوست دارد به شما دروغ گفته است؟ باید کودک شما اطمینان داشته باشد که  اگر واقعیت را به شما بگوید مورد تنبیه قرار نمی‌گیرد.

2.درمورد اعتماد آموزش دهید. از سنین پایین لازم است که کودکان در مورد نقش اعتماد در رابطه آموزش ببیند. به کودک یاد دهید که اعتماد یعنی اینکه می‌توانیم روی کسی برای انجام دادن یا انجام ندادن کار خاصی حساب کنیم. کودکان به راحتی نقشی را که اعتماد در روابط شما بازی می‌کند می بینند، چون وقتی به او اعتماد می‌کنید او می‌تواند کارهای بیشتری انجام دهد.

3.وقتی کودک صادق است به او توجه کنید. مهم نیست که رفتار چقدر کوچک باشد، به طور ویژه از صداقت قدردانی کنید

4.کودکان اشتباه می کنند. این قسمتی از فرایند یادگیری آن هاست. در مورد پیامد اعمال ناشایست، اشتباهات و بدرفتاری کودک بیش از اندازه خشن نباشید. این کار می‌تواند کودک را از پذیرفتن مسؤلیت یا گفتن حقیقت دلسرد کند. با کودک در مورد اینکه دفعه بعد چگونه آن کار را بهتر انجام دهد صحبت کنید و روی رفتار تأکید داشته باشید نه بی صداقتی.

5.هروقت مسئله تمام شد رهایش کنید. هیچ فردی همیشه صادق نیست. وقتی یک‌رویداد غیرصادقانه تمام و پیامد اعمال شد، ماجرا را تمام کنید و از مطرح کردن دوباره آن خودداری کنید. هرگز کودک خود را دروغگو خطاب نکنید. کودک نباید احساس کند که با خطایش تعریف می شود.

6.با کودک رابطه صادقانه ای داشته باشید. همیشه انگیزه بی صداقتی کودک را در نظر بگیرید. هر رفتاری انگیزه ای دارد و هیچ چیز بدون دلیل اتفاق نمی افتد. هنگامی که در مورد انگیزه کنید احتمال اینکه دفعه بعد رفتار درست تری را از سمت کودک ببینید بیشتر می‌شود.

7.والدین صادق، کودکان صادق به بار می آورند. کودکان دورویی را زودتر از آنچه فکر می‌کنید تشخیص می‌دهند. وقتی کودک با زندگی کردن در کنار والدین صادق بودن را می آموزد او همیشه آن ها را تحت نظر دارد. بنابرین وقتی شرایطی پیش آمد که در آن والد صادق نبود بهتر است اشتباه خود را بپذیرد و این مسئله را با کودک خود در میان بگذارد که در شرایط مشابه چگونه وضعیت را مدیریت خواهید کرد.

مقالات مرتبط

پاسخ‌ها