بی‌حسی هیجانی چیست؟

بی‌حسی هیجانی حالتی است که فرد در آن احساسات را تجربه نمی‌کند و قادر به بیان آن‌ها نیست. این حالت می‌تواند ناشی از تجربه تروما، استرس، افسردگی، اضطراب یا مصرف برخی داروها باشد. روش‌های درمانی مانند رفتاردرمانی شناختی (CBT) و رفتاردرمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) می‌توانند در مدیریت بی‌حسی هیجانی کمک‌کننده باشند.

«بی‌حسی هیجانی فرایند ذهنی و روانی کنار گذاشتن احساسات است و ممکن است به صورت کاهش پاسخ‌های هیجانی یا واکنش نشان دادن به موقعیت‌ها تجربه شود.»

اغلب اوقات، احساس بی‌حسی موقتی است. با این حال، برای برخی افراد، بی‌حسی هیجانی به یک استراتژی برای محافظت از خود در برابر درد عاطفی یا جسمی تبدیل می‌شود. اگرچه این روش ممکن است تسکین موقتی ایجاد کند، اما ادامه استفاده از آن می‌تواند پیامدهای طولانی‌مدت داشته باشد.

چرا به هیچ چیزی اهمیت نمی‌دهم؟

علائم بی‌حسی هیجانی

علائم بی‌حسی هیجانی عبارتند از:

  • ناتوانی در شرکت کامل در زندگی روزمره
  • دسترسی نداشتن به احساسات خود
  • احساس فاصله یا دوری از دیگران
  • احساس سردی یا بی‌حالی جسمی و روانی
  • دشواری در تجربه احساسات مثبت مانند شادی
  • از دست دادن علاقه به فعالیت‌هایی که قبلاً از آن‌ها لذت می‌بردید
  • ترجیح انزوا به حضور در جمع

افراد دارای بی‌حسی هیجانی ممکن است از راهکارهایی برای مقابله با احساسات خود استفاده کنند. حتی اگر ناخودآگاه باشد، ممکن است از رفتارهای اجتنابی استفاده کرده و از افراد یا موقعیت‌های خاص دوری کنند. انکار، یک مکانیزم دفاعی رایج است که افراد برای اجتناب از محرک‌های هیجانی و احساسات منفی به کار می‌برند.

دلایل بی‌حسی هیجانی

بی‌حسی هیجانی می‌تواند در واکنش به درد جسمی یا روانی رخ دهد. برای محافظت از خود در برابر آسیب دوباره، گاهی افراد احساسات مرتبط با آن موقعیت را کنار می‌گذارند یا از آن‌ها فاصله می‌گیرند.

در این حالت، ممکن است تسکین موقتی ایجاد شود که اجازه دهد فرد به زندگی ادامه دهد. با این حال، با گذر زمان، این سپر محافظتی می‌تواند مانع برقراری ارتباط با دیگران و تجربه احساسات مثبت و منفی شود.

دلایل مختلفی وجود دارد که ممکن است فرد بی‌حس شود:

  • اضطراب: افرادی که مبتلا به اختلالات اضطرابی هستند ممکن است بی‌حسی هیجانی را به عنوان واکنشی به سطح بالای استرس، ترس یا نگرانی شدید تجربه کنند. سطح بالای اضطراب با اجتناب از تجربه احساسات مثبت و منفی مرتبط است.
  • آلکسیتیمیا: ممکن است دشواری در برچسب‌گذاری یا شناسایی احساسات خود باعث بی‌حسی هیجانی شود.
  • اختلال شخصیت مرزی (BPD): افراد دارای BPD ممکن است دوره‌هایی از بی‌حسی یا فاصله عاطفی تجربه کنند؛ احساس می‌شود که احساساتشان متعلق به خودشان نیست.
  • سوگ و غم: سوگ و فقدان یکی دیگر از دلایل رایج بی‌حسی هیجانی است. وقتی فرد عزیز خود را از دست می‌دهد یا تجربه‌ی دردناکی دارد، ممکن است به‌صورت ناخودآگاه احساسات خود را سرکوب کند تا درد را کمتر حس کند. این حالت به طور موقت از فرد محافظت می‌کند، اما اگر طولانی شود، می‌تواند مانع پردازش کامل غم و ایجاد اتصال دوباره با دیگران شود.

درمان و مدیریت بی‌حسی هیجانی

بی‌حسی هیجانی معمولاً قابل درمان است و روش‌های مختلفی برای مدیریت آن وجود دارد:

  1. رفتاردرمانی شناختی (CBT):
    کمک می‌کند تا الگوهای فکری منفی که باعث سرکوب احساسات می‌شوند شناسایی و تغییر داده شوند.
  2. رفتاردرمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT):
    به فرد می‌آموزد که احساسات ناخوشایند را بپذیرد و بدون اجتناب از آن‌ها، زندگی معنا‌دارتری داشته باشد.
  3. تمرینات ذهن‌آگاهی (Mindfulness):
    تمرین توجه آگاهانه به لحظه حال و احساسات واقعی، به فرد کمک می‌کند تا دوباره با هیجانات خود ارتباط برقرار کند.
  4. حمایت اجتماعی:
    صحبت با خانواده، دوستان یا گروه‌های حمایتی می‌تواند احساس اتصال و امنیت ایجاد کند و از انزوای هیجانی جلوگیری نماید.
  5. در صورت نیاز، دارو درمانی:
    در مواردی که بی‌حسی هیجانی با افسردگی یا اضطراب شدید همراه است، ممکن است پزشک داروهای مناسب تجویز کند.

 

مقالات مرتبط

پاسخ‌ها