اثر پیامرسان (Messenger Effect) بر نسلz

چرا فرزند نسل Z شما نصیحتهای شما را نادیده میگیرد (حتی وقتی منطقی هستند)
تصور کنید:
شما به فرزند نسل Z خود توصیهای عالی میکنید. کاملاً دربارهی آن فکر کردهاید و راهکاری پیشنهاد میدهید که مطمئن هستید مفید است. اما آنها گوش نمیدهند. شاید مؤدبانه بگویند: “ممنون، ولی نه ممنون!” شما آهی میکشید، کمی ناراحت میشوید و ادامه میدهید. سپس، سه هفته بعد، فرزندتان نزد شما میآید و میگوید: “سالی بهترین توصیه را به من کرد! او گفت که [دقیقاً همان چیزی که شما سه هفته پیش گفته بودید]!” حالا، شما آنجا نشستهاید، چشمانتان را میچرخانید و سعی میکنید نگویید: “من که همین را بهت گفتم!” مغزتان فریاد میزند: “شوخی میکنی؟ من این را هفتهها پیش گفتم!”
اگر چنین تجربهای داشتهاید، میدانید که چقدر ناامیدکننده است، بهخصوص وقتی که احساس میکنید توصیهی شما منطقی است و واقعاً میتواند کمک کند. اما چرا این اتفاق میافتد؟
پاسخ ممکن است سادهتر از چیزی باشد که فکر میکنید: پیام درست است، اما پیامرسان نه!
اثر پیامرسان (Messenger Effect)
این اتفاق رایج است—نه به دلیل شخصیت فرزند شما و نه به خاطر شما بهعنوان والدین. تحقیقات در حوزهی ارتباطات و روانشناسی اجتماعی نشان میدهد که افراد، از جمله نوجوانان و جوانان نسل Z، اغلب به توصیههایی که از سوی فردی که برایشان قابل احترام است دریافت میکنند، ارزش بیشتری میدهند. حتی اگر محتوای توصیه یکسان باشد. این پدیده را “اثر پیامرسان” مینامند. یک سوگیری شناختی که نشان میدهد اعتبار، محبوبیت و جایگاه پیامرسان در میزان پذیرش پیام تأثیر میگذارد، صرفنظر از این که محتوای پیام چقدر قوی باشد.
برای نسل Z، این موضوع میتواند بسیار پررنگتر باشد. این نسل در محیطی رشد کرده است که تأثیر همسالان، جوامع آنلاین و الگوهای دیجیتالی (مانند اینفلوئنسرهای تیکتاک و یوتیوبرها) نقش بزرگی در فرآیند تصمیمگیریشان دارد. بنابراین، وقتی شما بهعنوان والدین راهنمایی میکنید، ممکن است فرزندتان توجهی نکند، نه به این دلیل که حرف شما اشتباه است، بلکه چون آنها دوست ندارند توصیه را از کسی بشنوند که احساس میکنند دنیای آنها را درک نمیکند. یا شاید راحتتر تحت تأثیر فردی خارج از خانواده قرار بگیرند—کسی که در نظرشان قدرت و اختیار نظارتی بر آنها ندارد.
سوالاتی که والدین باید از خود بپرسند
برای کمک به کاهش این فاصله، هنگام ارائهی توصیه به فرزند نسل Z خود (یا هر فرد دیگر)، این سوالات را از خود بپرسید:
✅ “آیا آنها آمادهی شنیدن این توصیه هستند؟”
گاهی اوقات، فرد از نظر ذهنی آمادگی دریافت توصیه را ندارد، مخصوصاً اگر احساس فشار یا دفاعی بودن کند.
✅ “آیا توصیهی من از زبان من معنای متفاوتی پیدا میکند؟”
والدین اغلب نماد اقتدار هستند، و توصیهی آنها ممکن است بیشتر شبیه یک دستور به نظر برسد تا یک پیشنهاد. بازسازی توصیه بهصورت مشارکتی میتواند مفید باشد.
✅ “آیا اصلاً به دنبال توصیه هستند؟”
گاهی فرد اصلاً به دنبال راهنمایی نیست. ممکن است فقط بخواهد احساساتش را تخلیه کند، یا به زمان نیاز داشته باشد تا خودش مسائل را پردازش کند. گاهی نیز، فقط به دنبال همدلی است، نه راهحل.
تنها راه فهمیدن این موضوع این است که از آنها بپرسید.
به جای این که مستقیماً توصیه کنید، بگویید:
“مایلی نظر من را بشنوی؟”
“میتونم دیدگاهم رو باهات به اشتراک بذارم؟”
و سپس، اگر جوابشان منفی بود، به آن احترام بگذارید.
نتیجهگیری: هدف کمک کردن است، نه گرفتن اعتبار!
واقعیت این است که وقتی فرزندتان توصیهی شما را رد میکند اما همان توصیه را از کس دیگری میپذیرد، ممکن است احساس سرخوردگی کنید. اما نکتهی مثبت این است: این که در نهایت گوش میدهند و اقدام میکنند، یعنی توصیهی شما به آنها رسیده است. اگر هدف شما کمک به فرزندتان است، پس رها کردن این که چه کسی اعتبار آن را میگیرد، کلید اصلی است. تمرکز روی نتیجه—این که آیا فرزندتان به توصیه عمل میکند و از آن بهره میبرد—به شما کمک میکند احساس رضایت کنید که آنها در حال یادگیری، رشد و استفادهی عملی از توصیهها هستند. و فراموش نکنید: حتی اگر در این لحظه، پیامرسان مناسبی برای فرزندتان نیستید، ممکن است برای فرد دیگری بهترین پیامرسان باشید.
پاسخها