چرا اهداف سال نو دوام نمیآورند؟

هر سال، میلیونها نفر تصمیمات سال نو میگیرند و قول میدهند زندگی، بدن و ذهن خود را متحول کنند. از ورزش بیشتر گرفته تا تغذیه سالمتر، این اهداف با نیتهای مثبت آغاز میشوند. طبق تحقیقات مرکز پژوهشی Pew، «تقریباً نیمی (۴۹٪) از بزرگسالان ۱۸ تا ۲۹ سال حداقل یک تصمیم سال نو گرفتهاند که بیشترین میزان در میان گروههای سنی است. حدود یکسوم (۳۱٪) از افراد ۳۰ تا ۴۹ سال تصمیم گرفتهاند، در حالی که فقط حدود یکپنجم (۲۱٪) از بزرگسالان ۵۰ ساله و بالاتر چنین تصمیماتی داشتهاند.»
با این حال، بیشتر این تصمیمات تا اواسط فروردین رها میشوند. یک پژوهش از ژورنال سوءمصرف مواد تلاشهای تغییر فردی ۲۰۰ نفر را در طول دو سال دنبال کرد تا مشخص شود چه عواملی در حفظ یا شکست این تغییرات نقش دارند. نتایج چندان امیدوارکننده نبودند: «۷۷٪ از شرکتکنندگان برای یک هفته تصمیمات خود را حفظ کردند، اما تنها ۱۹٪ موفق شدند آنها را برای دو سال ادامه دهند.» همین چرخه سال بعد دوباره تکرار میشود. برای اهدافی که به سوءمصرف مواد مرتبط نیستند، پژوهشگران ژورنال بینالمللی پژوهشهای محیطی و سلامت عمومی نشان دادهاند که «افراد معمولاً ظرف اولین ماه سال، تصمیمات خود را کنار میگذارند.»
در حالی که سال نو نمادی از شروعی تازه است، همراه با انتظارات غیرواقعبینانه، استرسهای محیطی و چالشهای فصلی میآید که تغییرات اساسی را دشوار میسازد. اما اگر تصمیمات سال نو را به شکل متفاوتی ببینیم، چه؟
۳ دلیل اصلی شکست خوردن تصمیمات سال نو
۱. انتظارات غیرواقعبینانه
همه ما عبارت «سال نو، فردی جدید» را شنیدهایم، اما ایجاد تغییرات ناگهانی و گسترده، منابع شناختی و عاطفی ما را تحت فشار قرار میدهد. بسیاری از افراد سعی میکنند همزمان چندین هدف را دنبال کنند: ورزش بیشتر، تغذیه سالمتر، ترک سیگار و کاهش استفاده از رسانههای اجتماعی. از نظر روانشناختی، مغز برای تمرکز همزمان روی چندین تغییر با چالش روبهرو میشود و در نتیجه فرد دچار فرسودگی میشود. پژوهشها نشان دادهاند که تغییرات کوچک و تدریجی بسیار پایدارتر از تغییرات ناگهانی و گسترده هستند.
۲. زمانبندی پراسترس
افسردگی پس از تعطیلات و فشار مالی ناشی از هزینههای تعطیلات ترکیبی از عواملی را ایجاد میکند که به تخلیه ذهنی و عاطفی منجر میشود. تلاش برای ایجاد تغییرات عمده در زمانی که منابع روانشناختی ما در حال حاضر تحلیل رفتهاند، معمولاً به شکست میانجامد. استرس توانایی مغز را برای حفظ کنترل انتخابها کاهش میدهد و پایبندی به اهداف را دشوارتر میکند.
۳. فشار اجتماعی
هنگامی که تصمیمات سال نو میگیریم، اغلب احساس اجبار اجتماعی در کار است: «همه اهدافی تعیین میکنند، پس من هم باید این کار را انجام دهم.» این فشار اجتماعی باعث میشود افراد اهدافی تعیین کنند که ممکن است واقعاً برایشان مهم نباشند یا با ارزشهای آنها هماهنگ نباشند. در مقابل، زمانی که اهداف شخصی و بر اساس رشد فردی باشند، احتمال پایبندی به آنها بیشتر خواهد بود.
پاسخها